محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

438

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

و مهم‌ترين فضيلت‌هاى مطلوب براى شايستگى حكومت ، فضيلت اجتماعى است ، از محسوسات است كه حكومت با آگاهى و علم ممكن است استمرار داشته باشد و به وسيلهء اتّحاد و عدالت بدرخشد ، بيشتر از حكومت مدّعيان ايمان ، در صورتى كه متّكى به خلق و خوهاى فاسد و بىبندوبارى و تبه‌كارى باشند ، و قرآن كريم اين حقيقت را در آيهء كريمه اعلان كرده است : « وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا يَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَيْرَكُمْ ثُمَّ لا يَكُونُوا أَمْثالَكُمْ . » « 1 » . اين‌ها بود نصوصى كه مربوط به جنبهء اجتماعى مىشد ( - 4 آ و 31 ب ) . ج - جنبهء عقلى و اخلاقى جز اين‌كه پاداش‌هاى الهى در اين حد متوقّف نمىشود و بر تثبيت و پايدار ساختن مؤمنان در برابر مشكلات زندگى مادّى و يا تأمين كردن خواسته‌هاى اجتماعى آنها به سلامتى و ترقى بسنده نمىكند ، بلكه عميق‌تر از اين‌ها مىباشد تا آنجا كه به ژرف‌ترين ملكات و مترقّىترين صفات ما مربوط مىشود ، تا اين‌كه بدين جهت ، يك وسيلهء كامل و قطعى براى پاداش اخلاقى راستين گردد . و حقيقت مطلب اين است كه آنجا كه ما قبلا گفتيم : نيكوكارى ، شخص را نورانى مىكند و دل را پاك مىسازد و ارادهء خيرخواهى را تقويت مىكند و شرّ و بدى ، شخص را آلوده مىسازد و چشم دل را كور مىكند و قلب را فاسد مىسازد ، آن يك اشاره‌اى بود به جهت‌گيرى پرواقعيّت‌ترى و به هسته‌اى كه بسى بيشتر از آنها قابل تصوّر است ، و اشاره به نخستين مرحله در تاريخى طولانى و به حالتى پديد آمده در هاله‌اى از امكانات بىشمار و قابل براى نگه‌دارى و دگرگونى ، براى پيشرفت و واژگونى تا بىنهايت . و براى اين‌كه اين حالت پديد آمده را به يكى از طرق و راه‌هايى كه در مقابلش گشوده است ، قرار دهيم ، نياز به يك مبدأ فعّال توانايى داريم كه بتواند آن را در اين جهت يا آن جهت توجيه كند . و در اين صورت ، اين شما و اين هم آن مبدأ فعّال ! ! به راستى خداوندى كه اين فطرت را آفريده است ، بر خود مقرّر و واجب كرده است كه اين فطرت را به سوى آن هدفى هدايت كند كه

--> ( 1 ) - محمّد ( 47 ) آيه 38 ( - يك ب ) : و هرگاه سرپيچى كنيد ، خداوند گروه ديگرى را جاى شما مىآورد ، پس آن‌ها مانند شما نخواهند بود .